+ داشتمـ ميرفتمـ صبحـ زود مدرسهـ
يهـو يهـ موتوريـ ديدمـ كهـ رآنندشـ يه زنـ بود
شوهرشمـ پشتشـ نشستهـ بود مرآقب زنهـ :)
خيليـ حس خوبيـ دآشتـ :(
منمـ ميخوآمـ :|
همـ شوهـر ميخوآم همـ ديوونهـ بآزي:(
برچسب: نویسنده: شیوا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1397 ساعت: 16:41